در هزار و یک شب خاطرات بی کلام نسخه ای از نوشته های رونوشت را کنار زدم تا قشنگ ترین جمله را خودم بر صفحه ای بنویسم که کلماتش عاری از واژه های غم و جدایی باشد .
شکوه من ، چه حکایت غریبی است هنگام جدایی که زخمهای تلخ گذشته بر نوار فکر آدمی رژه میروند ، اما میخواهم تو را با خاطرات قشنگت بیاد داشته باشم آن هنگام که لحظه های با هم بودن به اندازه عمری ارزشمندند.
شیرین من ، من تو را با همان لبخند شیرینت بیاد می آورم تا ماندگارترین احساسم باشی ، چه با هم و چه بدون هم چه فرقی می کند وقتی آرزومند خوشبختی ام باشی و من نتوانم غصه خوردنهایت را ببینم . چه فرقی میکند وقتی همچون خورشیدی باشی دور از زمین و کدام زمینی است که خورشید را با همه دوری اش دوست نداشته باشد .
خورشید من ، لبخند بزن به زندگی ات چون عاشقانه زیسته ای که تجربه اش ارزشی دارد که خیلیها یک دقیقه اش را هم در فکر و خیال خود تصور نمیکنند .
باور دارم که خداوند به هر کس نعمتی عطا میکند از زیبایی ظاهری ، باطنی و احساسی و تو بهترین واژه ای برای احساس و مهربانی که زیباترین نعمت است .
خوشبختی احساسی است در داشتن احساسی مشابه خود ، چه دور چه نزدیک ، چه فرقی میکند پس در تولد مهربانیت بخاطر آن به خود ببال که تو بهترینش را داری .

از دست تو نيس دل من از گريه پره![]()
مث تو طاقت نداره واسه تو هر دم ميباره![]()
ديگه اشکاي من طاقت موندن ندارن
نباشي بي تو باز مي ميرن ميريزن بي تو هر دم ميبارن![]()
تو تموم دنيامي ، تو تموم حرفامي ، تو همه لحظه گرم عاشق بودني![]()
يه ستاره داره چشمک ميزنه از آسمون![]()
داره دلمو ميبره ، ميبره بي نام و نشون![]()
ستاره همون چشماي تويه تو آسمون![]()
داره پر پر ميزنه ، دلم واسه ديدن اون![]()
تو تموم دنيامي ، تو تموم حرفامي ، تو همه لحظه گرم عاشق بودني![]()
![]()
+ موضوع پست : + نوشته های من + برگی از دیگران + برای مشاهده کل موضوعات از آرشیو موضوعی وبلاگ دیدن کنید +


