کوير نيازم حسرت يک قطره آبه
تو شهر نگاهم همه جا عکس سرابه
کمکم کن کمکم کن نزار که بيفتم از پا
نزار که بميرم توي اين غربت دريا
ن....
با دو دست خالي از عشق
ديگه هيچ جا جاي من نيست
انگاري هيچ چيزي مرهم
واسه اين زخماي تن نيست
من فراموش شدم و تو
هنوزم تو نفسامي
رفتي بي من ولي انگار
هر جا ميرم تو باهامي ؟؟

+ موضوع پست : برگی از دیگران + برای مشاهده کل موضوعات از آرشیو موضوعی وبلاگ دیدن کنید +
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آذر 1385 توسط رامین ( بنی )

