قايق من پر از آب شده
شايد دیشب باران آمده باشد
در قايقم يک ماهي است
نمي دانم از کجا آمده
شايد از رودخانه فراري شده
شايد در دام قايق من گرفتار شده
مگر قايق من دام است ؟
نه من ماهيگير نيستم
مانده ام با ماهي چه کنم
من به او عادت کرده ام
خانه ام از رودخانه دور است .
آب قايق را خالي بايد کرد .
قايق من پر آب شده ...

یک سخن :
اکنون که پیش تو هستم لبخند بزن ، من طاقت اشکهای فردای تو را ندارم .
-
+ موضوع پست : نوشته های من + برای مشاهده کل موضوعات از آرشیو موضوعی وبلاگ دیدن کنید +
رو به دلخوشيهاي بهاري
رو به پنجره هاي اميد
به ترانه هاي سکوت
دل غمگين من به دريا مي زند
از ميان لحظه لحظه هاي امروز اين خود اکنون است که فردا را ميسازد
فردا بي اکنون بي معني است
امروز به دنبال فردائيم و فردا به دنبال هميشه
هميشه با هم بودن
به ازدحام کوچه هاي بي پايان
به سرخي گلهاي بهاري
به پرواز پرنده خيال
به عبور يک قاصدک سبکبال
به سکوت آرام يک انتظار
و به شبنم صبح اميد
لبخند بزن که من تو را باور کنم ...

یک حرف از بزرگان :
از آهسته رفتن نترس از ایستادن بترس ...
- + موضوع پست : نوشته های من + برای مشاهده کل موضوعات از آرشیو موضوعی وبلاگ دیدن کنید +


